X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : دوشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1388 در ساعت 02:44 ق.ظ
نویسنده : مهدی الله یاری
عنوان : نکاح

چند وقتیه که میل جنسی و شهو ت واقعا بهم فشار اورده..و واقعا خودمو نیازمند داشتن رابطه جنسی میدونم..توی این مدت فقط به خاطر دین بود که از این کارا نمی کردم و تا همین لحظه هم دنبال این بودم که قضیه رو شرعی حلش کنم..یعنی یک خانمی رو که طلاق گرفته صیغش کنم و .... اما چه کنم که پیدا نشد..هر کاری کردیم به موردی بر نخوردیم که مطلقه باشه و علاقه مند به این کار.در ثانی من اصلا با هیچ دختری حتی دوستی ساده (در حد حرف زدن) بر قرار نکردم که ببینم مطلقه هست یا نه و یا کسی رو میشناسه...تا این که با یکی از دوستان که داره با بحث هایی که باهام میکنه و منو کلا از دین رویگردان میکنه بحث میکنیم ..اولش فکر میکردم تاثیر نداره ولی واقعا داره..الان از نظر من امام حسین اون طوری که قبلا برام جلوه داشت نیست..یا قران رو یک کتاب مطلقا درست نمیدونم..بلکه اگر ازم سوال کنید میگم:شاید امام حسین درست گفته باشه!..شاید فلان کار پیامبر درست بوده باشه....ولی قبلا یعنی 2-3 سال پیش جواب این ها بدون قید بود و حتما درست بودن! چرا؟چون پیامبر انجامش داده!پس حتما درسته!....حالا امیدوارم که تا یک زمانی که باید بشینم واقعا روی دین تامل کنم..امیدوارم تا اون موقع بی دین نشم!....و با مطالعه و تامل بتونم تشخیص بدم که واقعا اسلام اینطوری که تا الان بخوردم دادنش بر حق بوده؟...باید مطالعه کرد....خلاصه..سر همین قضیه شک و شبهه..گفتم اصلا گور پدر اسلا.... صیغه نمی کنم!..میرم دخت*ر بازی و مثل بقیه پسرا..هی تو خیابون و پارک و سینما دستمالیش میکنم بعد از یکماه هم که با هم رله شدیم میارمش خونه و ....ناسلامتی ما 3 ساله خونه مجردی داریم!..هر کی دیگه جای ما بود تو این مدت جن*ده خونه واکرده بود بعد من خرس گنده که 3 ساله دانشجوی کرج خراب شدم با این سنم روم نمیشه با یک دختر غریبه حرف بزنم!یا زل بزنم تو چشمش!.......خلاصه..گفتیم بیایم زل بزنیم و هر کی پا داد باهاش  رفیق شیم (راه و روش این کار رو تا حدی از دوستانم یاد گرفتم چون دیدم چه کارایی کردن)...اولی..دومی..هفتمی..هشتمی..اقا نشد!...یعنی بعد از دومیه اصلا روم نمیشد زل بزنم به صورتشون! با خودم فکر میکردم اخه این در شان من نیست یا این چهره ای که دارم بیام زل بزنم به دختر؟ واقعا کسر شان نیست واسه من؟.اخه این چه کار دونی هست؟....بگذریم که از شانس ما تو اون 7-8 تا امار ده هم کم بود   ..خلاصه دیدم نه از سر اسلام..بلکه تربیت من تحت تعلیم بابام طوری بوده که اقا پسرش اگرم بخواد و حتی اگر تحت فشار شدید میل جنسی هم باشه..نمیتونه با دختری ارتباط نامشروع و نامتعارف و یا بهتر بگم حتی یک دوستی ساده برقرار کنه!

این نکته رو هم بگم..من واقعا اگر ببینم این پاک بودن در زمینه دخترب*ازی اخرش جواب میده..وجدانا حاضرم ادامش بدم..اما خب وقتی میبینم کسی که میخوام باهاش ازدواج کنم به احتمال نزدیک به 100% قبلا دوست پسر*داشته و یک پسری مالوندش! خب این وسط اون پاک نبوده پس پاک بودن من چه اهمیتی داره؟...من یک عقیده ای دارم بر خلاف خیلی از پسرا...احتمالا اسمش بی غیرتیه..ولی من طرز فکرم اینه...میگم که دو نفر واسه زندگی ..بعد از ازدواج به هم تعهد دارن نه قبل اون...و معتقدم همونطور که پسر میتونه دخت*ر بازی کنه..دختر هم میتونه!..و هیچ اشکالی بهش وارد نیست..و نظرم بر اینه که(بی غیرتیش اینجاست!) اگر خانمم قبل از ازدواج  دوس*ت پسر داشته اصلا برام مهم نیست چون بعد از ازدواج برام مهمه..به عبارتی من بر خلاف خیلی ازپسرای دیگه..حاضرم با دوس*ت دخترم ازدواج کنم!..اما مسئله اینجاست که من قبل از ازدواج هم پایبند بودم!..خب قاعدتا این حق طبیعیه منه که خانمم قبل از ازدواج پایبند بوده باشه..اما چه کنم که اینقدر از دوستای من که دختر *بازی می کردن و برام تعریف کردن..دیگه به هیچ دختری اعتماد ندارم...شاید 1 در میلیون باشه که واقعا راستگو باشه و پایبند بوده باشه...

خدایا خودت عاقبتمون و ختم به خیر کن!



زمان ثبت : یکشنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1388 در ساعت 11:33 ب.ظ
نویسنده : مهدی الله یاری
عنوان : کم حسی

نمیدونم چرا اصلا حس درس رو ندارم..امتحانات نزدیک و وضعمان ترناک!..هی برنامه میریزم هی میپره..حالا فردا قراره رفیقمون بیاد بلکه یک غلطی بکنیم...

راستی تو پست قبلی چقدر درخواست برای تبادل لینک زیاد بود!بابا مارو شرمنده نکنید