X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : دوشنبه 27 آبان‌ماه سال 1387 در ساعت 11:46 ب.ظ
نویسنده : مهدی الله یاری
عنوان : خوشگلی از دیروز تا امروز

خانواده پدری من با مادریم یک سری تفاوت ها دارند که یکی از بارزترینشون تیپ و قیافه هست که در خانواده پدری من خوش تیپ زیاده و نمونه بسیار بارزش عمم هست که 5 تا بچش همشون خوش تیپن.هم دختراش که الان بچه دارند هم پسراش و بالاخص پسراش.همشون قد بلند (حداقل 185 ) خوش هیکل و خوش قیافه.پسرای خوش مشربی هم هستند و کوچکترینشون که 2 سال از من بزرگتره حدودا 4 ماهه که داره با من و داداشم زندگی میکنه و 3 نفری زندگی مجردی باحالی داریم.این از این مطلب که ربطشو با مطلب بعدی در انتها متوجه می شید.

مطلب دوم:میون ما سه تا برادر من تو بچگی گویا خیلی خوشکل بودم.تحت هیچ شرایطی لاف نزده و عین چیزی رو میگم که خودم تجربشون کردم و اصلا به حرف های ننم هم گوش نکردم چون مدام اون مثله سوسکه و دست و پای بلوری بچش یادم میاد.من وقتی بچه بودم اکثر دخترای فامیل و کلا دختران جوانی که منو می دیدن خیلی از قیافه من خوششون میومد و دیگه به حدی با من حال میکردن که دیگه جلو روم به رخم می کشیدن  و یادمه اون یکی دختر عمم که اون موقع شوهر هم داشت ( و این یکی با این که خودش قشنگ بود خیلی خیلی منو دوست داشت) یک دفعه از مامانم می پرسید که زن دایی وقتی سر مهدی حامله بودی چه میوه ای زیاد می خوردی؟   و این رو هم بگم که هر وقت می دیدم این بحث پیش اومده در صورت امکان سریعا مجلس رو ترک می کردم و بعضی موقع ها هم به مامانم عصبانی می شدم که این حرفا چیه اخه می زنید و خوشم نمیومد که از این حرفها بشنوم. خدمت دختر خانم هایی که دارن الان این متن رو می خونن باید عرض کنم که بنده نه موهام بوره نه چشم ابی یا سبز دارم نه قد بلندی داشتم و الان هم ندارم( کاش قدم بلندتر از الانی که هست می بود الان قدی متوسط دارم معادل با 175 سانتی متر ) و یک دفعه هم که بچه بودم تو اینه خودم رو نگاه می کردم زده بودم زیر گریه و به خدا می گفتم خدایا اخه چرا اینقدر منو زشت افریدی  اینجا باید این نکته رو عرض کنم که علی رغم این که از خدا به خاطر تمام نعمت هایی که داده ممنونم و انشالله بیشترشون کنه ولی اگر بخوام واقعا حرف دلم رو بزنم هیچ وقت خودم از قیافم خوشم نیومده(یک جا خوندم نوشته بود همه همینطورن!) بهر حال خدایا ممنون بابت همین قیافه که گویا خیلیها اون زمان باهاش حال میکردند(همین تغییر یافته فعلیش رو هم از ما نگیر!)اما چه ویژگی داشتم که اینقدر دخترها منو دوست داشتن؟خدمتتون عرض کنم که من ماشالله هزار ماشالله بزنم به تخته چشم هسود کور و اتسترا * ... چشم و ابروی قشنگی و پوست سفیدی داشتم و انگار دخترا خیلی با مژه بلند من حال می کردند   .

اما این قیافه من دچار تغییراتی شد.در حال حاضر به علت یک سری درمان ها پزشکی پوستم از سفید بلوری کدر شد و گندمی شده (سیاه نیستما!! ولی زیاد تو افتاب می مونم سیاه میشم مثل همه!) و بینیم قوز پیدا کرد و منحرف شد و خلاصه از این قسمت ها ریده شده تو صورتم  و من توی این 2-3 ساله به نظرم خیلی زشت شدم و بعضی موقع ها بحث پیش میاد با دوستام و به صورت گذری و با شوخی می خوام نظرشونو بدونم هیچ کدوم از قیافم خوششون نیومده بود و یکی از این پسر عمه هام که خیلی ادعای خوش تیپیش می کنه هم دیگه رومون هم اسم گذاشته که البته چون میاد بهمون سر می زنه منم هیچی نمی گم.در کل چندین بار شده که همین ها گفتند که اره بیریختی............چند روز پیش بالاخره بعد از مدت ها تیپ و لباسم عوض شد و شلوار پارچه ایم به لی مشکی تغییر پیدا کرد و با خودمم یک شونه می برم دانشگاه تا بعد از وضو گرفتن که موهام همیشه بهم میریزه شونه شون کنم.اینم بگم که این ارث پدریه که ماشالله هزار مشاشالله (چقدر تحویل میگیرم!)  به رغم این که زود موهامون سفید میشه اما موهامون همه پرپشته .خلاصه کلام با شونه کردن مرتب موهام و این که در زمستان بسر می بریم و دیگه افتاب سوخته نیستم حقیقتش این چند روزه خودم از قیافه خودم خوشم اومده . و در همین حین احساسم رو به یکی از رفقام گفتم و اون گفت فلانی با این قیافه ای که خدا به تو داده اگر مال من بود می دونستم چکار کنم.بابا مدل موهاتو عوض کن!(چون من فقط فرق بغل باز می کنم و تریپم حزبله)

 

 

شاید بگید این بابا ک.. خله که در این مورد نوشته ولی باید بگم که من عمرا همچین حرف هایی رو به کسی بگم اینجا هم برای این نوشتم که یک روزی که داشتم خاطراتم رو می خوندم بودنم تو چه خیالات باطلی سر می کردم!(به عبارتی خودم میدونم سر کارم!) ولی دیگه نمی تونستم اینجا نگم