X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : یکشنبه 7 بهمن‌ماه سال 1386 در ساعت 01:38 ب.ظ
نویسنده : مهدی الله یاری
عنوان : سرما
حتما خبر سرما و برف شدید رو شنیدید که میگن فلان شده بیسار شده.من الان تو مرکزش هستم!کرج!45 سانت برف اومده و جرئت نمی کنیم بریم بیرون.منم هر چی قبلش بهم گفتن برو کفش بخر نخریدم حالا موندم با اینهمه برف و یک جفت کفش کتونی چینی!هنوزم دلم نمیاد برم بوت بخرم ولی واقعا اعضا خانواده راست می گن.بیوفتیم زمین یک ماهی افتادیم!

هوای اینجا هنوز خیلی سرد نشده.من دیروز که همش داشت برف می بارید صبح زود گیرداده بودم برم کتابخونه(اخر ترم و غلط کردن های همیشگی) داداشم ما رو بزور نگه داشت حالا فهمیدم در دانشگاه هم بسته بوده!با این که اصلا دیروز تعطیل نبود ولی هیچکس نرفته بود دانشگاه و محل کار!اونایی مه که رفته بودن برگشتن.توی این منطقه که من هستم نمی زارن ماشین بیاد و خلاصه ما گیر افتادیم میون این همه برف.حالا صاحب خونه دیشب میگفت برف های حیاط رو با داداشت دو نفر بریزید تو تشت ببرید بیرون!گفت اگر تنبلی نکتید میشه.مگر چند بار در سال اینطوری میشه؟یکی نبود بگه که اخه ادم حسابی دو نیسان برف تو حیاطه خوب خودش آب میشه دیگه چرا من دیسک کمر 40 سالگیم رو الان بگیرم؟به داداشم گفتم بیا همکاری کن بریزیم بیرون و اونم که از من گشادتر گفت بابا ولش کن خودش اب میشه.فقط در راه اب رو که یخ زده بود باز کردیم بلکه برف ها اب شدن برن تو چاه .حالا شانس کوفت ما بزنه چاه هم با این همه برف پر شه!یا حیاط بیاد پایین!چون خونش قدیمی و زیر حیاط هم چاه هست.خلاصه ببینیم چه گلی سرمون می گیریم.من هم در این تعطیلی ها دارم با کار کردن روی وردپرس و وبلاگم خودم رو برای امتحانات اماده میک نم.تازه فهمیدم که توی یک روز 3 تا امتحان دارم