X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : شنبه 19 آبان‌ماه سال 1386 در ساعت 05:46 ب.ظ
نویسنده : مهدی الله یاری
عنوان : چهار میخ

در یکی از انتخابهام تو بد وضعی هستم.واقعا نمیدونم چکار باید بکنم!از یک طرف اگر کسی منو ببینه میگه این بابا نائب رییس انصار حزب الله هستش با این تیپش از طرف دیگه من با خیلی از عقاید بسیج کمپلت مخالفم!از خیلی از سیاستهای حکومت هم بدم میاد.نماز  آخر وقت می خونم(البته همشون به دلایلی باطل هستند) روزم رو هم میگیرم(اینم تو درست بودنش شک دارم) سعی میکنم حق الناس گردنم نباشه.دختر بازی به عمرم نکردم و حتی 1 زید هم نداشتم ولی...ولی تا دلتون بخواد کلکسیون عکسایی خفن بازیگرایی هالیوودی رو داشتم.بگذریم که هی توبه می کنم پاک میکنم ولی بعد از مدتی دوباره شروع میکنم جمع کردن اون عکسا رو.تو خیابون معمولا به دختر مردم نگاه نمی کنم اما به فیلم های مورد دار هم نیم نگاهی می کنم( اگر سینمایی باشه که اون صحنه هاشو هی repeat می کنم).کلی شو و موسیقی زن و ترنس و تکنو ...دارم.اما با این حال که 1 سال خونه مجردی دارم حتی یکبار هم 1 با 1 دختر رفیق نشدم چه برسه به این که ...آره(البته معلوم نیست با وضعیت رو به جلویی که دارم بعدا..آره)قیافم حزبل هست اما خب چه کنم که من دوست دارم شلوارم پارچه ای باشه از جین بدم میاد.دوست دارم پیرهن استین بلند تنم کنم بزارم رو شلوار  دوست دارم کفش رسمی بپوشم.البته با اومدن به کرج پارچه ای به کتان.استین بلند به کوتاه.رسمی به کتون تغییر کرد اما هنوزم رفقام میگن خیلی چهرت مثبته(اینو از همه شنیدم نه فقط دوستام).گفتم دختر بازی نکردم اما در زمینه امور جنسی همچین هم پاک نیستم و یک جور دیگه ...(دوست ندارم بگمش فقط خواستم بگم منم گناه زیاد می کنم)اما حالا چرا میگم که چارمیخ تو انتخابی گیر کردم؟واسه این که من با وجود این که از رفتار خیلی از بسیجیا بدم میاد با وجود این که خیلی از راستی ها رو ازشون متنفرم با وجود این که همچین کارایی می کنم با وجود این که میگم:حجاب باید اختیاری باشه.آزادی بیان باید باشه و به هر کس بشه انتقاد کرد اما..اما طبع خشونت هم دارم.دوست دارم برم تو همین گروه های فشار زمانی که اماده باش هستند منم اونجا باشم.برم تو معرکه و فقط بزنم!فقط شورش رو بخوابونم!حالا شورشی ها میخوان معترضان به سهمیه بندی بنزین باشن یا دانشجویان!یا کارگارن بدبختی که به خاطر نگرفتن حقوق اعتراض می کنن.دوست دارم تو اون ماشین هایی باشم که وقتی معرکه بر پا میشه میان تو گود توش هم پر آدمه و 1 دفعه میریزن..میریزن و میزنن.میزنن با باتوم!زن و مرد!کوچیک و بزرگ!میگم حجاب باید آزاد باشه اما دوست دارم وقتی به خاطر بدحجابی چند تا رو میگیرن منم اونجا باشم و اظهار قدرت کنم.هیچ کی هم نتونه حرف بزنه.حرف زد باباشو دربیارم نتونستم به همکارا بگم که اره...من خیلی دوست داشتم برم دانشکده افسری مخصوصا تیپ 65 ارتش که کماندوها رو تربیت می کنه.ولی بابام اصلا خوشش نمیاد.خودش خیلی تو جبهه بوده خیلیایی که الان تو تلویزیون نشون میدن رو هم باهاشون زمان جنگ کار میکرده ولی میگه خوب نیست بری!برادرم هم مخم رو زد.منم گفتم باشه نمیرم ولی لااقل میتونی با آشنابازی کاری کنی که اگر عضو بسیج شدم برم تو گردان عاشورا(مخصوص همون کارایی بود که گفتم)و واقعا هم اگر بخواد میتونه.با بی میلی گفت باشه اگر بخوای برات درست می کنم..حالا نمیدونم با همین وضعیت فعلی برم اونجا و البته تو دانشگاه بچه باحال(به قولی قرتی)نشون بدم و هم اینطرف رو داشته باشم هم اونطرف رو.نمدونم ریا میشه؟منافق به حساب میام؟البته  من که برای سود و پول و پله نمیخوام برم بسیج.اگر برم عضوش بشم میتونم رفیق های زیادی البته از نوع باهاشون داشته باشم؟به دوستم که اینو می گفتم گفت اگر رفتی اونجا دور من یکی رو خط بکش.هر جا هم دیدمت میگم من با این نیستم!واقعا نمیدونم چه بکنم!ممنون میشم تو این مورد دیگه به خودتون زحمتی بدید و یک نظر درست و حسابی بدید که چه کنم
 


تو این صفحه ۲۴ تا فیلم برای دانلود گذاشتن!برید حالشو ببرید و دعا و تشکر به جود اینجانب!