X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : دوشنبه 5 شهریور‌ماه سال 1386 در ساعت 03:37 ق.ظ
نویسنده : مهدی الله یاری
عنوان : روز مزخرف
بالاخره یکشنبه رفتم کرج تا حداقل چند ساعت واسه دو تا امتحان فردا بخونم.به معادلات دیفرانسیل که اصلا امید نداشتم گفتم لااقل جزوه انقلاب رو خوب بخونم که بگم توی این ترم تابستونی 3 واحد پاس کردم که کمتر پولمون حروم شده باشه.با این وجود یکشنبه شب رفتم باشگاه و اولین جلسه ای بود که مبارزه کار کردم اونم با خود استاد!خلاصه در یک کلمه می گم که نفسم بالا نمی اومد بعدش رفتم خونه و انقلاب رو باز کردم و یک دور خوندم.فرداش که دوشنبه باشه رفتم سر امتحان و معادلات رو دادم و بعید می دونم که .25 بشم!چون هم من نخوندم و هم استاده به جواب های نصفه نیمه نمره نمیده.منم که شاهکار کردم و هیچ سوالی رو کامل جواب ندادم.بعد از ظهرش رفتم یک دور انقلاب خودنم بعد رفتم سر جلسه اما سوالات اصلا آشنا نبود!چون استاد تقریبا صد صفحه رو گفته بود توی کتاب علامت بزنید واز اونا هم سوال میاد منم که از رفیقم پرسیده بودم گفت که نه بابا زیاد نگفته.استاد گفت جزوه رو بخونید بسه!ای تو روحت حمید...آخه من چه می دونم پست مدرنیسم چیه...خلاصه به انقلاب چند ده ساله ایران گند زدیم رفت...در مجموع تابستان بسیار پرباری بود مخصوصا با اون هزینه رفت و آمد و شهریه...به هیچ کس پیشنهاد نمی کنم ترم تابستونی برداره..به هیچ کس..حالا می ترسم چون تابستون زیاد خوشی نکردم توی سال هم درس نخونم!خدا بداد برسه..یک بار که این حس توی دبیرستان به سراغم اومد معدلم 3 نمره اومد پایین.فقط امیدوارم که توی سال تحصیلی مثل بچه آدم بشینم درس بخونم.
22 تا فیلم خریدم و چند تا هم دارم دانلود می کنم.احتمالا چند جلسه نقد فیلم به شیوه من در پیش دارم..